تبليغاتX
حقيقت
"خود را مبين كه رستي"وخودراببین که رستی

ازيادداشتهاي گذشته وجديد             " هو"

                                  ايمان به غيب چه ضرورتي دارد؟   

قبلا اشاره شده كه نشئه هستي آدمي يا هسته وجودهرکسی پدیده ای غیبی ویگانه است پس اين وجود غيبي ناچار است به خاستگاه خود گرايش پيدا كند و دردنيا متوجه آن باشد وشايد آنرا تاحدودي لمس نمايد ازآنجا كه شخصيت اجتماعي انسان برحسب مشهودات وتاثيرات ديگران شكل ميگيرد وخود فرد آنرا پذيرفته گمان ميكند كه كل وجودش بر ديگران مشهود است واز غيبي بودن وارتباط باغيب غافل ميشود به هرحال مطابق آيه سوم سوره بقره ايمان حقيقي همراه با ايمان به غيب است واين ايمان فقط اطمينان به اقوال شنيده شده نيست بلكه تا حدودي درك آنست تااین یگانه جدا مانده به آن یگانه اعظم غیبی ارتباطی یابد.

غيب يعني ناشناخته وناشناختني( وكمي قابل لمس) بنابراين هرگونه ترسيم وتصور ذهني از آن جنبه شهود پيدا ميكند وحقيقت غيب نيست درعین حال عالم غیب باعالم شهود همراه است وچنین نیست که دوتا عالم بنام غیب وشهود وجودداشته باشدبلکه هردو یکیست وعالم شهود در عالم غیب غوطه ور است  مرحوم شهيد مطهري در تفسير آيه فوق الذكر گفته است بهترين نمونه غيب خود انسان است ومولوی گوید:مردراصدسال عم وخال او   یک سر موئی نبیند حال او

 

                                       تفاوت اعتقا د وايمان ديني

اعتقاد به آموختگيهاي محيط تربيتي بستگي دارد چنانكه طفل درهرقوم وملتي به دنيا آيد اعتقادات همان قوم وملت را كسب ميكند اما ايمان چيزي فراتروخارج از قالبهاي ذهني و تربيتي است توجيه اصل هستي خود وموجودات در ارتباط با مبدا كل هستي است اين حالت در اثر مجاهده و شهود آيات حق ايجاد ميشود و برحسب توان فطري ومجاهده درجاتي پيدا ميكند اعتقادات درتاريكي هاي ضميرموجوديت دارند ولي ايمان درناجيه آگاهي قرار ميگيرد ونوراني است ولذا مؤمنين حقيقي در هنگام حضورقلب  نورانيتي  در چهره دارند ايمان را ميتوان مقايسه كرد به يك بناي عظيم واعتقاد رابه داربست  كه بعدا برداشته ميشود البته در اصطلاح ايمان واعتقاد گاه مترادف به حساب ميآيد

                                  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم شهریور 1387ساعت 20:16  توسط فضل الله شهيدي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام آفریدگار
حقیقت چیست ؟ حقیقت ازنظرخودشناسی وجود یگانه فرداست(یعنی وجود شخص شما) که از مبدا هستی نشات گرفته وجامعه وجهان باعتبار او معنی یافته است او با مبدا هسی مرتبط است وسایر ارتباطاتش مجازی است

فرد از طفولیت به طور طبیعی نیازمنددیگران است در جریان نیاز خود جذب آنها میشود درحالیکه حقیقت دیگران را نمیبیند صفات آنها را میبیند وخود را از قیاس با آنها میفهمد وهم خودرا همان چیزی میپندارد که دیگران پنداشته اند نه آن چیزی که واقعا هست!!

به تعبیر دیگرفردی که آزاد ویگانه به دنیا آمده وجودخودرا با همسان سازی بادیگران تو جیه میکندواز یگانگی خود غافل میگرددوبجای اینکه خودش باشدیکی از دیگران میشودوبجای اینکه خودرا شهود کند تصور ذهنی وآموزشی ازخود پیدا میکند تاجائیکه تصدیق دیگران را در مورد هستی خود میطلبد!!
اینگونه فرد از مرکزهستی خود دور و به حاشیه رانده میشود وازخود وخدای خود غاقل میگردد

خودشناسی باز گشت به خویشتن خود یا بازگشت از انواع شرک به توحید است که "من عرف نفسه فقد عرف ربه"(معرفت به نفس خود ورب خود به طور نسبی حاصل میشود)
انسانی که ازابتدا ولایت همنوعان را تجربه کرده ودرزیرسایه سنگین آن قرار گرفته برای آنکه ولایت الهی را متوجه شود باید خودرا ازدیگران بازشناسد و به وحدت خود پی ببرد
درقرآن کریم میخوانیم: "ولقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مره..الخ" که گویای آنست که انسان همانطور که واحد و یگانه آفریده شده واحد ویگانه بسوی خدایش میرود.

ازنظرخودشناسی "خودرامبین که رستی"البته که درست است واین متوجه من عارضی است که فقط به جامعه اتصال دارد و"خود را ببین که رستی" هم درست است و این یعنی ادراک حقیقت وجود خود که به مبدا هستی مرتبط است.
اینک ما با نام ونشان و..اهلیت و.. به لحاظ اجتماعی ازخودمان شناختی داریم این شناخت هرچند بکار میآید ولی باعتبار "مخلوق" است ومارا در چارچوبه ای محدود و اسیر نگه داشته است .شناخت خود باعتبار "خالق" چیزدیگریست! رهائی از همه محدودیت ها واسارتهاست.
×××××× × ××××××××××
مطالب اين وبلاگ معطوف به هيچ گروهي نيست ياداشتهاي شخصي نگارنده است كه شغل معلمي داشته ودر دوران بازنشستگي وقبل ازآن به نظم ونثر نوشته وبه تدريج انباشته گرديده وقسمتهای کمی ازآن باتجدیدنظردر اينجا منعكس شده ومفالات جدیدی هم اضافه گردیده است

مقصود ازاین مطالب ومقالات آموزش وانباشتن معلومات نیست بلکه نظراین بوده که شاید کیفیت ادراک ما از خودمان وبالنتیجه نسبت به جهان کمی بهبود یابد ویااشاره ای باشد به لزوم بیداری وخودآگاهی و رهائی و رستگاری...
وامیداست که کاری مهمل وبی ثمر نیاشد.بالله التوفیق

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
آرشیو موضوعی
معارف
شعر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM