تبليغاتX
حقيقت
"خود را مبين كه رستي"وخودراببین که رستی

                                     بسم الله الرجمن الرحیم

سخناني در باره خودشناسي از علي عليه السلام

*بزرگترین جهل ها جهل انسان به نفس خویش است وبزرگترین حکمتها خودرا شناختن است

*شگفت دارم از کسیکه برای گمشده اش جار میزند وخودرا که گم کرده نمیجوید

*چگونه دیگران را میشناسد کسیکه خودرا نشناخته است؟

*هرکه خودرا شناخت به غایت هر معرفتی رسیده است

*رستگاری برای کسی است که به معرفت نفس موفق شود

*کسیکه خودرا شناخت پروردگارش را شناخت

كسيكه ارزش خودرا نشتاخت به هلاكت رسيد(هلاكت رواني)

شرحی بر خودشناسی:

 سخنان گهربارفوق وبیشتراز آنها رادر المیزان ذیل تفسیر آیه یا "ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم .".ومآخذ ديگرمیتوان دید ودر احادیث وآثاراهل معرفت وعرفان هم سخنان بسیاری دراین موردوجودداردواهميت خود شناسي را كاملا ميرساند هم پيداست كه گوهرارزشمند هستي در خود فرد نهفته  نه در خارج او

ودر قرآن کریم توصیه شده که به خود بپردازید(مائده/105)وخود فراموشی در آیات زیادی نهی شده است(الحشر/19 یس/ 78البقره44وطبق آیه میثا ق(اعراف ۱۷۲)هرانسانی با شهود خود ونه چیزدیگر به رب خود معرفت یافته است (واشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی..)ومیخوانیم که نشانه های خداهم در زمین وهم در وجود خودتان است آیا نمی بینید(ذاریات/20)...

ودر قرآن کریم "فروختن خود"(بئسمااشتروا به انفسهم) ونیز "خودزیانی" (خسروا انفسهم ) وخیانت به خود (یختانون انفسهم ) وظلم  بخود(انفسهم یظلمون) و..مطرح ونهی شده است

ودرمواردیکه قرآن صفات عالی ودانی انسان را بیان میکند به لزوم خودشناسی انسان عنایت دارد( در مبحث جداگانه ای مطرح خواهد شد)

به نظر میرسدکه این حقایق تاحدزیادی از نظرها مخفی مانده وبه آنها پرداخته نشده است ولذا در این مجموعه ناچیز مطالبی درین باره برحسب تکلیف نوشته شده است چه علاقمندانی بیابند ونگاه کنند یا نه (اگربعضي معرفت دوستان اينها را میخوانند و معرفی آن را به دیگرعلاقمندان  خدا پسندانه ميدانند خوبست که چنین کنند چه اگر اینها مخفی یا کم اهمیت بماند خلائی  پیدا میشود و عرفانهای خارجی که کاملا برآن نکیه دارند این جای خالی را پر میسازند.)

خودشناسی یا خودآگاهی دو وجه مهم دارد یکی اینکه انسان به ارزش والای هستی خود در عالم خلقت(خارج از ارزشهای اجتماعی وکثرتها)تاحدودی پی ببرد ومتوجه باشد که موجودیست یگانه ومجرد که  پروردگارش اوراآفریده و نگه داشته است(خارج از تصدیقات پیش ساخته دینی)

هركس از لحاظ وجودي وعلم حضوری به منزله اولين ونمونه انسان در كره خاك است ونمونه هاي ديگرباعلم حصولی از نظرمقايسه صفات وقراردادنمونه حساب شده اند واصولاعالم خلقت وجامعه باعتبار وجود خودشما معنا یافته واگرشما نباشيد انگار عالمی وجود ندارد نقل است كه امام سجاد با آنهمه تواضع ارزش وجودي خودرا از ارزش همه جهان بيشتر دانسته اند مولوی درباره ارزش فرد ميگويد: توزچرخ و اختران هم برتري

وجه دوم خودشناسی (خودآگاهی) اینست که ما بر کاستیها وبدآموزیها وتاثیرات ناهنجاری که بروجودمان عارض شده پی ببریم این وجه خودشناسی  همان محوکردن خود کاذب است که باعتباردیگران معنی یافته و اگرتوفیق حاصل شود باعث آزادگی واحیای ارزش حقیقی میشود ومستلزم تامل و تعقل در حالات خود و صبر و هشیاری است  چه ذهن ما به شدت از نقاط ضعفمان ميگريزد وهنر بزرگ آنست كه اقلا انسان در خلوت به ناهنجاريهاي خود معترف باشد واز تاریکی درآوردبدون اینکه به آنها معتقد شودواهمیت دهد

ميگويند نوعي تكبرمانع ديدن عيوب خود ميشود تكبربه ديگران اگر توجيهي دارد ولي تكبر به خود و وجدان خود توجيهي ندارد واعتراف وجداني باعث تخفيف مشگلات ميشودهيچكس نيست كه از نقص واشكال بري باشد وبي عيب ديدن خود نشان ناخودآگاهي وجهلي عظيم است پيشوايان ما مثلا به ما گفته اند: الهي قلبي محجوب و نفسي معيوب وعقلي مقلوب وهوائي غالب.الخ ودر همه دعاها اعترافات غرائي مي بينيم اين نشان خود آگاهيست كه منجر به پي بردن به منزلت والاي خود وخدا شناسي مبشود(اهل استکبار عیوب خود را نمبینند وازنظراهل معرفت فرومایه  ونادانند)

  حضرت علي ع فرمود من دنیا راسه طلاقه كرده ام ترک دنیا به معنی محو منیت و دنیای خیالی خود است وموافق بیان حافظ است که میگوید: "خودرامبین که رستی"  البته اگر وجه اول خود شناسی در نظرباشد برعکس" خورا ببین که رستی" درست است چه انسان بايد حضوروارزش راستين خودرا در جهان احساس كند این دو وجهی بودنها در همه صفات وحالات آدمی وحوددارد وتقریبا مورد توجه نیست وگاه باعث سوء تفاهم  وگمراهی اندیشه میشود وناچاردراین وبلاگ  به آن اشاره شده است

وتفصیل دو وجه خودشناسی زیاد است ودراین مجموعه مطالبی درین زمینه ها هرچند نارسا ونامرتب  آمده است بابررسی تیترمطالب مبتوان آنها را يافت .  18ذی الحجه 1329

 لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/27ساعت 7:28  توسط فضل الله شهيدي | 

                                                  هو

 نكاتي كه كمترعنوان ميشود

                                 آيا ماهيت اين نفس چيست؟

گفته شده که دشمن ترین دشمنان هرکس نفس اوست واینرا همه اهل معرفت تصدیق میکنند وحای سئوال دارد که آیاجنس وساختاراینچنین پدیده خطیرچیست( چنانکه در جنگها  ساختار وامکانات دشمن معمولامورد شناسائی فرار میگیرد)دراینجا ميخواهيم اجمالا بررسی کنیم که ماهيت نفس چيست؟. وساختاررواني وبدني آن وشرطی شدن ها درنظر نيست

 در بعضی کتابهای اخلاق ماهیت نفس را قوه شهویه وقوه غضبیه وقوه قهریه وقوائی دیگر میدانند که به طور طبیعی در انسان وجود دارد ولی قابل توجه است که قوا وغرایز طبیعی اگر صورت سالم داشته باشند هرگز دشمن نیستند مثلا كسيكه تشنه است اگر دنبال آب بدود وآنكه گرسنه است با اصرار غذا طلب كند وكسيكه در مقابل تجاوز از خود دفاع كند و..اهل نفس شناخته نميشود (حيوانات نيز كه مطابق قوا وغرايز طبيعي زيست ميكنند واژه نفس بر آنها صدق نميكند)

 ونیز اگر نفس همان قوا وغرایز طبیعی حساب شود باید کسیکه همه نیاز های طبیعیش را ميتواند برآورده كند دیگر دستخوش نفس نباشد در حالیکه میبینیم مثلا ثروتمندان وقدرتمندان غالبا بیش از دیگران گرفتار هوای نفسند پس عامل دیگری درکاراست که سوار برقوا وغرایز طبیعی میشود وآنها را به مسیرهای انحرافی میکشاند واین دشمن حقیقی انسان است نه خود قوا وغرایز طبیعی

یک مثال ساده اینکه اگر عامل مذکور به حس ذائقه عارض گردد شخص باصطلاح شکم پرست میشودمثال دیگر اینکه اگر به قوای جنسی بپیچد باعث شهوت پرستی میشود واگربر حس طبیعی مالکیت عارض گردد مال ومنال پرستی را سبب میشود واگر برحس کمال  طلبی انسان که طبیعی است عارض گردد باعث جاه طلبی وتجاوز به حقوق دیگران میگردد و...واغلب چند قوه وغریزه ذاتی را از تعادل خارج میکند کسیکه بطور طبیعی تشنه یاگرسنه است پس از یا فتن آب وغذا آرام میگیرد و.. اما انسان دستخوش نفس همواره حریص است وهیچگاه  ارضا نمیشود به قول مولوی

عالمی را لقمه کرد ودر کشید     معده اش نعره زنان هل من مزید !

پیداست که تمایلات سیری ناپذیر انسان يامن كاذب يا نفس ریشه در چیزديگري داردكه رؤيائي وایدآلی بنظرش ميرسد واز گرایش به غیر از زمان طفولیت پیدا میشودومیتوان آنرا حس خوف و پرستش اولیه نامید(باتوجه به مقاله ما چه چیز را میپرستیم) که برمبنای آن  فرد میخواهد  به خود تمامیت ببخشدوبراین مبنای ناقص ودراین مسیر نادرست  الهه ها وارباب قدرت و ثروت  وملزومات آن مثل جاه ومقام مورد اتكا و پرستش قرار ميگیرند  وباصطلاح انسان خود پرست يا معشوقه پرست يا ما ل پرست يا مقام پرست و.. ميگردد واز کل حهان و مبدا آن غافل میشود.(این عیوب درهمه ما هست) همه اینها از جهت درونی هوای نفس است که در قرآن خدای بعضی قلمداد شده است(فرقان۴۳) وممکن است خدای واحد کم وبیش به همین انگیزه ها مورد توجه و پرستش قرار گیرد!

  موید مطلب آنست كه تصحيح پرستش يعني آگاهی وبصیرت در خداشناسی  مقابل این امیال وعلایق قرار میگیرد وآنهارا سست یا محو میسازد ودلیل وموید روشنتر اینکه وارستگی وتزکیه نفس هرگز مستلزم حذف قوا وغرائز طبیعی نیست ومثلا انبیا واولیا دارای این قوا وغرایزبوده اند وپیداست چیز دیگریست که دراثر تزکیه محو یا کم اثر میشود وازنظر این مقال احساسات مربوط به بندگی غیرخداست. 

از مطالب مذكور میتوان فهمید که  ماهیت نفس توهم و خیا ل است که چیزهای خاصی را در نظر انسان رنگین و ارزشمند میسازد وریشه در خوف وپرستش ابتدائی داردودراثروابستگی  به چیز وکس ومیل تمامیت ارزش خودپیدا میشود این توهم وخیال چیزهائی را یا خودرابه جای خدا مینشاند و مورد اتكا و ستایش وپرستش قرارمیدهدوامیال روزمره فرد را میسازد واین حالت باصطلاح ناشی ازضعف قوه دراکه در مقابل قوه وهمیه است.

وطبق بیان قرآن کریم آنها که بگویند رب ما خداست وبرآن بما نند دیگرهیچ خوف وحزنی ندارند(احقاف ي13) این معنی نشان میدهد که آنها قبل از معرفت به خدا دلشان پرا ازبیم  وتوهم بوده است وطبق فرآن كريم اكثريتي كه ايمان حقيقي ندارند از ظن و گمان(ياتوهم وخيال) پيروي ميكنند(وما يتبع اكثرهم الا ظنا/يونس 36)

 ضمنااز این بیانات قرآنی وامثال آن میتوان فهمید که  رنجهاي روانی انسان بواسطه خيالات و ملاحظات شريكانست وجوهرهستی هر کس مجرد ومتصل به حقيقت بزرگيست وغمي ندارد

هم اهل معرفت به تجربه دریافته اند که هرگاه خیال وتوهم ازبین برود وصال حق میسر مییشود به قول شیخ شبستری "خیال از پیش برخیزد وصا ل است"

وقتی الهه ها یا ارباب یا اقوام يا شريكان یا کل جامعه  مورد اتکا و اعتماد وپرستش قرار میگیرند  میل وهوس شدیدی  نسبت به آنها(گاه تاحد فدا شدن) برانگیخته میشود این امیال به قدری شدید وغیر قابل انعطاف هستند که  به اژدها وغول بیابانی و مار صد سروغیره تشبیه شده اند ريشه اين اميال ترسها و توهمات پیچیده ومزمن و مخفی وعاريتي انسان است كه غالبا از نسلهاي قبل آمده وبا تغيير شكل به نسلهاي بعد سرایت میکند يا آموزش داده مبشود چنانكه زبان و دين هم از اسلاف به اخلاف ميرسد  اين سرايت طوريست كه ميتوان گفت خوی و منيت اجتماعي توليد مثل ميكند چنانکه می بینیم ویژگی اقوام وملتها ثابت باقی میماند

در حاشیه موضوع به یاد داشته باشیم که انسان موجودیست که اصلا حالت بندگی یا بردگی دارد وبدون بندگی و اتکاوعشق به چیزی نمیتواند زندگی کند چرا كه قائم به ذات خود نيست و اگرتوجه و اتکا خود رادر خیا ل از دست بدهد احساس امنيتش به خطر میافتد ولو در جای امنی باشد بنابراین درخیال خود یا بنده چیز وکس وقدرتها ست وازآنها بیم دارد یا بنده آفریننده اش میباشد وتقدیر چنین بوده که مقد متا  در حالت بندگی دون الله زندگی کند چنانكه طفل از همان موقع كه بدنيا ميآيد درفضائي  شرك آلود قرار ميگيرد ووايسته به غير خدا ميشود. وبايد در بزرگي با مجاهده از ولايت اوليا بشري وشريكان خارج وبه بندگی خدا برسد

یک نتیجه گیری اینکه براي رهائي از نفس  مبارزه با غرايز ونيازهاي طبيعي مطرح نيست چه اینها واقعی است بلکه باید باآنچه غیر واقعی و کذب است مبارزه شود لهذا بايد ببينيم چه عوامل عا ريتي يا بيگانه از درون برما فشار وارد ميكند وافكار و تمايلات مارا از مسير عادي خارج ميسازدوکنترلهای لازم برغرایزوقوا ی طبیعی را مشکل یا ناممکن میسازد . در اين كار مهم بايدآموختگیها ی مزاحم ووابستگیها وترسهای  مخفی نسبت  به غير(دون الله)از لایه های تاریک ذهن به سطح درآيند وشفاف شوند تا یی اساس بودن آنها معلوم گردد ودر اینصورت است که رعایت تقوا موجب آزادی ورستگاری میگردد ضمنا در اين مجاهده هرگونه عکس العمل وعصیان وتقلانتیجه معکوس دارد چه اصولا  رهائي از نفس  مستلزم مراقبه صحيح و شکیبائی ومدارا با خویش ومعرفت به خدا ست وعمری برای تحقق آن لازمست.  

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 6:45  توسط فضل الله شهيدي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام آفریدگار
حقیقت چیست ؟ حقیقت ازنظرخودشناسی وجود یگانه فرداست(یعنی وجود شخص شما) که از مبدا هستی نشات گرفته وجامعه وجهان باعتبار او معنی یافته است او با مبدا هسی مرتبط است وسایر ارتباطاتش مجازی است

فرد از طفولیت به طور طبیعی نیازمنددیگران است در جریان نیاز خود جذب آنها میشود درحالیکه حقیقت دیگران را نمیبیند صفات آنها را میبیند وخود را از قیاس با آنها میفهمد وهم خودرا همان چیزی میپندارد که دیگران پنداشته اند نه آن چیزی که واقعا هست!!

به تعبیر دیگرفردی که آزاد ویگانه به دنیا آمده تحت تاثیردیگران تصویر و تصور و توهماتی از محیط ودیگران پیدا مکند و وجودخودرا درارتباط باشریکان تو جیه میکندواز یگانگی خود غافل میگرددوبجای اینکه خودش باشدیکی از دیگران میشودوبجای اینکه خودرا شهود کند تصور ذهنی وآموزشی ازخود پیدا میکند تاجائیکه تصدیق دیگران را در مورد هستی خود میطلبد!!
اینگونه فرد از مرکزهستی خود به حاشیه رانده میشود وازخود وخدای خود غاقل میگردد

خودشناسی باز گشت به خود وخدای خود یا بازگشت از انواع شرک به توحید است که "من عرف نفسه فقد عرف ربه"(معرفت به نفس خود ورب خود به طور نسبی حاصل میشود)
انسانی که ازابتدا ولایت همنوعان را تجربه کرده ودرزیرسایه سنگین آن قرار گرفته برای آنکه ولایت الهی را متوجه شود باید خودرا ازدیگران بازشناسد و به وحدت خود پی ببرد
درقرآن کریم میخوانیم: "ولقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مره..الخ" که گویای آنست که انسان همانطور که واحد و یگانه آفریده شده واحد ویگانه بسوی خدایش میرود.

ازنظرخودشناسی "خودرامبین که رستی"البته که درست است واین متوجه من عارضی است که فقط به جامعه اتصال دارد وخود را ببین که رستی هم درست است و این یعنی ادراک حقیقت وجود خود که به مبدا هستی مرتبط است.
اینک ما با نام ونشان و..اهلیت و.. به لحاظ اجتماعی ازخودمان شناختی داریم این شناخت هرچند بکار میآید ولی باعتبار "مخلوق" است ومارا در چارچوبه ای محدود و اسیر نگه داشته است .شناخت خود باعتبار "خالق" چیزدیگریست! رهائی از همه محدودیت ها واسارتهاست.
×××××× × ××××××××××
مطالب اين وبلاگ معطوف به هيچ گروهي نيست ياداشتهاي شخصي نگارنده است كه شغل معلمي داشته ودر دوران بازنشستگي وقبل ازآن به نظم ونثر نوشته وبه تدريج انباشته گرديده وقسمتهای کمی ازآن باتجدیدنظردر اينجا منعكس شده ومفالات جدیدی هم اضافه گردیده است

مقصود ازاین مطالب ومقالات آموزش وانباشتن معلومات نیست بلکه نظراین بوده که شاید کیفیت ادراک ما از خودمان وبالنتیجه نسبت به جهان کمی بهبود یابد ویااشاره ای باشد به لزوم بیداری وخودآگاهی و رهائی و رستگاری...
وامیداست که کاری بیهوده وبی ثمر نیاشد.بالله التوفیق

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
آرشیو موضوعی
معارف
شعر
پیوندها
لپ تاپ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM