![]() |
![]() |
|
| "خود را مبين كه رستي"وخودراببین که رستی |
|
بنام او معرفت دوستان عزیز این وبلاگ تا اینجا یک مجموعه مقاله است که عمدتا درباره خودشناسی وخدا شناسی است(وچند منظومه) مطالب آن قدیم و جدید ندارد بعضی مقالات را روی صفحه ملاجظه میفرمائید وبقیه را درصودت تمايل با کلیک روی ماههای قبل میتوانید بیابید درهر قسمتی که برای خواندن انتخاب شودباز ممکنست نظر تکمیلی یا اصلاحی یا انتقادی مرقوم دارید(صرفنظر از نظرات قبل) حتما نظرات شما ولزوما وبلاگ یا نشانی شما مورد توجه خواهد بود برداشتهائی ازبعضی مقا لات ***هرکس معمولا در جامعه حل میشود و یگانگی او در دیگران ادغام میگردد خودرا با نام و فامیل وفرزند فلان واهلیت وشغل ودرجه ارزش اجتماعی و..به صورت یکی از دیگران میفهمد و غالبا به همین ها بس میکند !! وجهی از خود شناسی اینست که خود را از دیگران باز شناسیم و متوجه شویم که موجودی یگانه و بی بدیل در عالم خلقت ومرتبط با مبدا عالم هستیم وهرچه داریم از اوست.اینکاربه فرمایش علی ع خود گمشده را یافتن است **************** شما يك موجود غيبي هستيد! روح شما يا خود شما را كسي نميبيند و خلافش را گمان داريد ونميدانيد كه ديگران حتي از حضور شما درجهان بي خبرند!! ازنظرآنها فرد شبيه شما و خود شما يكسان است فقط شاهد ظاهر و رفتارو..شما هستند ولي هيچكام ازما حاضر نيستيم لحظه اي به اين حقيقت ساده توجه كنيم از درك آن ميگريزيم واين به دليل گمشدگي ماست. ************** **ما عادتا نمونه ومصداق انسان را در جامعه وتاریخ جستجو میکنیم ولی نمونه ومصداق انسان خود شمائید اگر میخواهید بدانید انسان کیست و چيست تنها به خود بنگرید شما خود انسانید و دیگران تصویر و تصور انسان *****************. **خدا را از طريق علم و فلسفه ميتوان اثبات كرد ولي اين اثباتها جنبه ذهني ومقدماتي دارد وكم ارزش است مگرآنكه منجربه بيداري و دل آگاهي گردد دانشمنان فيزيك و علوم ديگرنيز كه خدا شناس شده اند حتما ازراه علم به دل آگاهي رسيده اند اصولا خداشناسي يا خدابيني از طريق خودآگاهي وبصيرت مهم است اعتقاد به خدا نيز بدون بصيرت ودل آگاهی كم ارزش و خلل پذير است. ******************* **این شخصیتی که داریم و تصوریکه از خودمان برداشته ایم درشرائط خاص تربیتی به ما عارض شده فرضا اگر در محیط و شرا ئط دیگری پرورش یافته بودیم شخصیتی دیگر وافکاری دیگرو تصوری جز این از خود داشتیم! پس این شخصیت و تصورات و..ما چندان اصالتی ندارد وعاقبت محو شدنی است ************** **آنطور که عشق دو گانه است ترس واندوه عقل و اراده و مهر وکین وهمه حالات و صفات اخلاقی ما دوگانه است چرا که خود آدمی دو گانه است خود کاذب دارد و خود حقیقی لهذا صفات و جالات بسته به اینکه به کدام جنبه نزدیکتر باشد رنگ وبوی همان را میگیرد مثلا ماهیت ترس از خدا با ترسهای معمولی بکلی متفاوت است ترس از خدا هشداریست که از وجود حقیقی انسان میباشد و ترسهای دیگر غالبا عارضی و مذموم و مربوط به شخصیت کاذب(نفس) است ************** **آنچه را" نفس اماره "میخوانند غرایز طبیعی نیست تاثیرات فرهنگی وتربیتی است که غرایز و قوای طبیعی را تجت تاثیر قرار داده است چنانکه مثلا انبیا دارای همه قوا وغرایز طبیعی بوده اند میتوان گفت نفس درنتیجه تکیه و توجه به" دون الله" در انسان شکل میگبرد وبا توجه به حقیقت ( الله )ضعیف میشود یا کنار میرود *************** **دراسلام خود شناسی یا معرفت ا لنفس خیلی مهم است و به تصریح و تلویح از متون معتبر برمیآید وظاهرا به این موضوع مهم کمترپرداخته شده است در اینجا فقط میگوئیم منظور از علم دراسلام بیشتر دل آگاهی و معرفت ا لنفس است ودر روا یت هم داریم که آن علمی که طلب کردنش واجب است علم النفس میباشد اگر این موضوع مهم کمتر موردتوجه باشد وخلائی وجودداشته باشد عرفانهای وارداتی که بر خود شناسی تکیه دارند این خلاء را پر میکنند و ناچاراشکالاتی به همراه ميآورند ناتمام
|
|
+ نوشته شده در
88/02/14ساعت 12:24 توسط فضل الله شهيدي |
|
|
در دلم بود که آدم شوم.. " دردلم بود که آدم شوم اما نشدم بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم"۱ دردلم بود که سر خم نکنم پیش بتان به رکوع تو فقط خم شوم اما نشدم دردلم بود که ازراه دل و عقل وخرد فارغ از سیطره غم شوم اما نشدم دردلم بود که درد دل مردم شنوم بهر درد همه مرهم شوم اما نشدم در دلم بود که از بند خلایق برهم سالک چابک راهم شوم اما نشدم در دلم بود منزه شوم از عیب درون مانع نشرعیوبم شوم اما نشدم در دلم بود که وارسته و آزاده شوم در حرم آیم و محرم شوم اما نشدم در دلم بود که خائف زخلایق نشوم خائف ازخالق عالم شوم اما نشدم دردلم بود که برخویشتن خویش رسم باعلی راهی و همدم شوم اما نشدم در دلم بود که دیگر نتوان کاری کرد! پاک مایوس و مرخم شوم اما نشدم ۱- بیت اول تضمین است ارامام خمینی ۲۵/۱۱/۸۴ |
|
+ نوشته شده در
88/02/04ساعت 13:47 توسط فضل الله شهيدي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بنام آفریدگار
حقیقت چیست ؟ حقیقت ازنظرخودشناسی وجود یگانه فرداست(یعنی وجود شخص شما) که از مبدا هستی نشات گرفته وجامعه وجهان باعتبار او معنی یافته است او با مبدا هسی مرتبط است وسایر ارتباطاتش مجازی است فرد از طفولیت به طور طبیعی نیازمنددیگران است در جریان نیاز خود جذب آنها میشود درحالیکه حقیقت دیگران را نمیبیند صفات آنها را میبیند وخود را از قیاس با آنها میفهمد وهم خودرا همان چیزی میپندارد که دیگران پنداشته اند نه آن چیزی که واقعا هست!! به تعبیر دیگرفردی که آزاد ویگانه به دنیا آمده تحت تاثیردیگران تصویر و تصور و توهماتی از محیط ودیگران پیدا مکند و وجودخودرا درارتباط باشریکان تو جیه میکندواز یگانگی خود غافل میگرددوبجای اینکه خودش باشدیکی از دیگران میشودوبجای اینکه خودرا شهود کند تصور ذهنی وآموزشی ازخود پیدا میکند تاجائیکه تصدیق دیگران را در مورد هستی خود میطلبد!! اینگونه فرد از مرکزهستی خود به حاشیه رانده میشود وازخود وخدای خود غاقل میگردد خودشناسی باز گشت به خود وخدای خود یا بازگشت از انواع شرک به توحید است که "من عرف نفسه فقد عرف ربه"(معرفت به نفس خود ورب خود به طور نسبی حاصل میشود) انسانی که ازابتدا ولایت همنوعان را تجربه کرده ودرزیرسایه سنگین آن قرار گرفته برای آنکه ولایت الهی را متوجه شود باید خودرا ازدیگران بازشناسد و به وحدت خود پی ببرد درقرآن کریم میخوانیم: "ولقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مره..الخ" که گویای آنست که انسان همانطور که واحد و یگانه آفریده شده واحد ویگانه بسوی خدایش میرود. ازنظرخودشناسی "خودرامبین که رستی"البته که درست است واین متوجه من عارضی است که فقط به جامعه اتصال دارد وخود را ببین که رستی هم درست است و این یعنی ادراک حقیقت وجود خود که به مبدا هستی مرتبط است. اینک ما با نام ونشان و..اهلیت و.. به لحاظ اجتماعی ازخودمان شناختی داریم این شناخت هرچند بکار میآید ولی باعتبار "مخلوق" است ومارا در چارچوبه ای محدود و اسیر نگه داشته است .شناخت خود باعتبار "خالق" چیزدیگریست! رهائی از همه محدودیت ها واسارتهاست. ×××××× × ×××××××××× مطالب اين وبلاگ معطوف به هيچ گروهي نيست ياداشتهاي شخصي نگارنده است كه شغل معلمي داشته ودر دوران بازنشستگي وقبل ازآن به نظم ونثر نوشته وبه تدريج انباشته گرديده وقسمتهای کمی ازآن باتجدیدنظردر اينجا منعكس شده ومفالات جدیدی هم اضافه گردیده است مقصود ازاین مطالب ومقالات آموزش وانباشتن معلومات نیست بلکه نظراین بوده که شاید کیفیت ادراک ما از خودمان وبالنتیجه نسبت به جهان کمی بهبود یابد ویااشاره ای باشد به لزوم بیداری وخودآگاهی و رهائی و رستگاری... وامیداست که کاری بیهوده وبی ثمر نیاشد.بالله التوفیق |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
معارف شعر |
| پیوندها |
|
لپ تاپ |
|
RSS
|